شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۲۰۶۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
من خاکسار گردن ز کجا بلند کردمسر آبله‌ دماغی ته پا بلند کردم
۲
در و بام اوج عزت چقدر شکست پستیکه غبار هرزه تاز من و ما بلند کردم
۳
ز فسونگه تعین نفسی ز وهم‌ گل‌ کردچو سحر دماغ اقبال به هوا بلند کردم
۴
ز کجا نوای هستی در انفعال وا کردکه هزار دست حاجت چو گدا بلند کردم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth