خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۲۰۶۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
وداع دورگرد عرضهٔ آرام رم کردمسحر گل کردم و کار دو عالم در دو دم کردم
۲
روا کم دارد اطوارم که گردد در دل رسوااگر آهم هوس سر کرد هم در دل علم کردم
۳
وداع حرص راه حاصل آرام وا داردعسل گل کرد هر گه کام دل مسرور سم کردم
۴
سحرگه مطلع اسرار آهم در علو آمددل آسوده را مردود درگاه الم کردم
صفحهٔ ۱ از ۳