شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۲۰۷۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گهی بر صبح پیچیدم‌ گهی با گل جنون‌ کردمبه چاک صد گریبان خویش را از خود برون‌ کردم
۲
شرار کاغذ من محمل شوق ‌که بود امشبکه هرجا جلوه‌کرد آسودگی وحشت فزون‌کردم
۳
شکستم رنگ و بیرون جستم از تشویش سوداییبرای چشم بند هر دو عالم یک فسون ‌کردم
۴
غرورهیچکس با جرات من برنمی‌آیدجهان برخصم جست و من همین خود را زبون ‌کردم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth