شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۲۰۷۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گر چراغ ازنفس سوخته بر می‌کردمشب هنگامهٔ تشویش سحر می‌کردم
۲
آرزو در غم نامحرمی فرصت سوختکاشکی سیرگریبان شرر می‌کردم
۳
گرد اوهام رهایی نشکستم هیهاتتا قفس را نفسی بالش پر می‌کردم
۴
یاد آن دولت بیدارکه در خواب عدمچشم‌نگشوده بر آن‌جلوه نظر می‌کردم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth