خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۲۰۹۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بالی از آزادی افشاندم قفس پیما شدمخواستم ناز پری انشاکنم مینا شدم
۲
صحبت بیگفتگویی داشتم با خامشیبرق زد جرات لبی واکردم وتنها شدم
۳
صد تعلق در طلسم وهم هستی بستهاندچشم واکردم به خویش آلودهٔ دنیا شدم
۴
آسمان با من صفایی داشت تا بودم خموشنالهای کردم غبار عالم بالا شدم
صفحهٔ ۱ از ۳