شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۲۰۹۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
حیف سازت‌ که منش پردهٔ آهنگ شدمچقدر ناز تو خون گشت که من رنگ شدم
۲
بی تو از هستی من‌گر همه تمثال دمیدبر رخ آینه عرض عرق ننگ شدم
۳
سرکشیهای شبابم خم پیری آوردنوحه مفت است‌که بی‌سوختنم چنگ شدم
۴
وحشتم نسخهٔ اجزای جهان برهم زدساز خون‌ گشت ز دردی‌ که من آهنگ شدم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth