خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۲۱۰۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شباب رفت و من از یأس مبتلا ماندمبه دام حلقهٔ مار از قد دو تا ماندم
۲
گذشت یار و من از هر چه بود واماندمپیاش نرفتم و از خویش هم جدا ماندم
۳
دلیل عجز همین خیر و باد طاقت داشترفیق آبله پایان نقش پا ماندم
۴
نبست محملم امداد همنوایی کسز بار دل به ته کوه چون صدا ماندم
صفحهٔ ۱ از ۴