شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۲۱۰۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ندارم رشتهٔ دیگر که آیین طلب بندمشب تاری مگر برساز آهنگ طرب بندم
۲
ز گفت‌وگو دهم تا کی به توفان زورق دل راحیا کو کز لب خاموش پل بحر طلب بندم
۳
به این ترتیب الفاظی ‌که دارد ننگ موزونیدو مصرع ربط پیدا می‌کند گر لب به لب بندم
۴
به خیر و شر چه پردازم ‌که تسلیم حیا مشرببه ‌کفرم می‌کند منسوب‌ گر دل بر سبب بندم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth