شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۲۱۰۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به باغی که چون صبح خندیده بودمز هر برگ گل دامنی چیده بودم
۲
به زاهد نگفتم ز درد محبتکه نشنیده بود آنچه من دیده بودم
۳
چرا خط پرگار وحدت نباشمبه گرد دل خویش گردیده بودم
۴
جنون می‌چکد از در و بام امکاندماغ خیالی خراشیده بودم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth