شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۲۱۰۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شبی کز خیال تو گل چیده بودمهم‌آغوش صد جلوه خوابیده بودم
۲
چرا آب‌ِ گوهر نباشد غبارمبه راه تو یک اشکِ غلتیده بودم
۳
نهان از تو می‌باختم با تو عشقیتو فهمیده بودی، نفهمیده بودم
۴
کس آیینه‌دارت نشد ورنه من همبه حیرت امیدی تراشیده بودم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth