خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۲۱۱۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گرنه شرابم چرا ساقی خون خودمزلف نیام از چه رو دام جنون خودم
۲
شعلهٔ یاقوت من در غم پرواز سوخترنگی اگر بشکنم بال شگون خودم
۳
با نگه آشنا انجمن الفتماز دل وحشت غبار دشت جنون خودم
۴
سعی نمود بهار سیر خزان بود و بسذوق شکستن چو رنگ ریخت برون خودم
صفحهٔ ۱ از ۳