شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۲۱۱۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
درین‌ گلشن نه بویی دیدم و نی‌ رنگ فهمیدمچو شبنم حیرتی گل کردم و آیینه خندیدم
۲
گشود از نفی خویشم پردهٔ اثبات بی‌رنگیپری در جلوه آمد تا شکست شیشه نالیدم
۳
ز موهومی به دل راهی نبردم آه محرومیشدم عکس و برون خانهٔ آیینه خوابیدم
۴
تحیر پیشم آمد ای سرشک از یاد دیداریتو راهی باش من بر جوهر آیینه پیچیدم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth