شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۲۱۱۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به سودای هوس عمری درین بازارگردیدمکنون‌ گرد سرم‌ گردان‌ که من بسیار گردیدم
۲
ندیدم جز ندامت ساز استغنای این محفلکف دست حنایی کردم و بیکار گردیدم
۳
فلک آخر به جرم قابلیت بر زمینم زدگهر گل کردم و بر طبع دریا بارگردیدم
۴
به این‌ گرد علایق نیست ممکن چشم واکردنجنون بر عالمی پا زد که من بیدار گردیدم
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth