خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۲۱۲۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز خودداری چو موج گوهر آخر سنگ گردیدمفراهم آمدم چندانکه بر خود تنگ گردیدم
۲
خموشی هم به ساز شرم مطلب برنمیآیدنوا بر سرمه بستم بسکه بیآهنگ گردیدم
۳
به غفلت وانمودم جوهر اسرار امکان راجهان آیینه پیدا کرد تا من رنگ گردیدم
۴
به عرض قابلیت گفتم اقبالیکنم حاصلسزاوار فشار دیدههای تنگ گردیدم
صفحهٔ ۱ از ۳