شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۲۱۲۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خون خوردم و زین باغ به رنگی نرسیدمبشکست دل اما به ترنگی نرسیدم
۲
عمریست پر افشان جنونم چه توان‌کردچون ناله درین‌ کوه به سنگی نرسیدم
۳
خود داری من سدّ ره عمر نگردیداز سکته چو معنی به درنگی نرسیدم
۴
چندین فلک آغوش‌کشید آینهٔ شوقاما به عصای دل تنگی نرسیدم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth