خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۲۱۲۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شعلهٔ بیطاقتی افسرده در خاکسترمصد شرر پرواز دارد بالش خواب از سرم
۲
سیرگلشن چیست تا درمان دلگیرد هوسمیکند یاد تو از گل صد چمن رنگینترم
۳
تازه است از من بهار سنبلستان خیالجوهر آیینهٔ زانو بود موی سرم
۴
موج بر هم خورده است آیینه پرداز حبابمیتوان تعمیر دلکرد از شکست پیکرم
صفحهٔ ۱ از ۳