شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۲۱۳۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
همچو آیینه تحیر سفرمصاحب خانه‌ام و در به درم
۲
از بهار و چمنم هیچ مپرسبه خیال تو که من بیخبرم
۳
یاد چشم تو جنونها داردهرکجایم به جهان دگرم
۴
شعله‌ام تا نشود خاکسترآرمیدن نکشد زیر پرم
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth