خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۲۱۳۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به زور شعلهٔ آواز حسرت گرم رفتارمچو شمع از ناتوانی بال پرواز است منقارم
۲
اگر چه بوی گل دارد ز من درس سبکروحیهمان چون آه بر آیینهٔ دلها گرانبارم
۳
ز ترک هرزه گردی محو شد پست و بلند منبه رنگ موج گوهر آرمیدن کرد هموارم
۴
چه مقدار انجمن پرداز خجلت بایدم بودنکه عالم خانهٔ آیینه است و من نفس وارم
صفحهٔ ۱ از ۳