خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۲۱۳۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بیکس شهیدم خون هم ندارمدیگر که ریزد گل بر مزارم
۲
حسرتکش مرگ مردم به پیریبی آتشی سوخت در پنبهزارم
۳
سنگی که زد یأس بر شیشهٔ منرطل گران بود بهر خمارم
۴
افسون اقبال خوابی گران داشتبخت سیه کرد شب زنده دارم
صفحهٔ ۱ از ۳