شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۲۱۴۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ز بس لبریز حسرت دارد امشب شوق دیدارمچکد آیینه‌ها بر خاک اگر مژگان بیفشارم
۲
تغافل زبن شبستان نیست بی‌عبرت چراغانیمژه خوابیدنی دارد به چندین چشم بیدارم
۳
بنای نقش پایم در زمین نارساییهابه دوش سایه هم نتوان رساندن دست دیوارم
۴
غبار عالم کثرت نفس دزدیدنی داردوگرنه همچو بو از اختلاط رنگ بیزارم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth