خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۲۱۴۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زخمی به دل از دست نگارین تو دارمیاربکه شود برگ حنا سنگ مزارم
۲
آیینه جز اندیشهٔ دیدار چه داردگر من به خیال تو نباشم به چهکارم
۳
هر چند به راه طلب افتادهام از پاننشسته چو نقش قدم آبله دارم
۴
آغوش هوس تفرقهٔ وضع حضور استچون غنچه اگر جمع شودگل بهکنارم
صفحهٔ ۱ از ۴