خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۲۱۵۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به دشت بیخودی آوازهٔ شوق جرس دارمز فیض دل تپیدنها خروشی بینفس دارم
۲
درین گلشن نوایی بود دام عندلیب منز بس نازک دلم از بوی گل چوب قفس دارم
۳
نشاط اعتبارم کرد بیتاب تپیدنهاچو بحر از موج خیز آبرو در دیده خس دارم
۴
نفس جز تاب و تب کاری ندارد مفت ناکامیدماغ سوختن گرم است تا این مشت خس دارم
صفحهٔ ۱ از ۲