شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۲۱۶۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مپرسید از معاش خنده عنوانی‌ که من دارماز آبی ناشتاتر می‌شود نانی‌ که من دارم
۲
دو روزم باید از ابرام هستی آب‌ گردیدنبجز ننگ فضولی نیست مهمانی‌ که من دارم
۳
دل آواره با هیچ الفتی راضی نمی‌گرددچه سازم چارهٔ این خانه ویرانی ‌که من دارم
۴
جدا زان جلوه نتوان اینقدرها زندگی‌ کردنبه خارا تیشه می‌باید زد از جانی ‌که من دارم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth