شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۲۱۶۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ببین به ساز و مپرس از ترانه‌ای‌ که ندارمتوان به دیده شنیدن فسانه‌ای که ندارم
۲
به سعی بازوی تسلیم در محیط توکلشناورم به امید کرانه‌ای که ندارم
۳
به رنگ شعلهٔ تصویر سخت بی پر و بالمچها نسوخته‌ام از زبانه‌ای که ندارم
۴
هزار چاک دل آغوش چیده‌ام به تخیلهواپرست چه گیسوست شانه‌ای که ندارم‌؟
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth