شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۲۱۶۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شبی‌که بی‌توجهان را به یاس تنگ برآرمز ناله‌ای ‌که ‌کنم ‌کوه را ز سنگ برآرم
۲
چه دولتی‌ست‌ که در یاد آن بهار تبسمنفس قدح به‌ کف و ناله‌ گل به چنگ برآرم
۳
به نیم‌ گردش چشمی‌ که واکشم به خیالتفرنگ را چو غبار از جهان رنگ برآرم
۴
چه ممکن است‌که تمثال آفتاب نبنددچو سایه آینه‌ای را که من ز زنگ برآرم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth