شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۲۱۶۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
غبار یأسم به هر تپیدن هزار بیداد می‌نگارمبه سرمه فرسود خامه اما هنوز فریاد می‌نگارم
۲
به مکتب طالع آزمایی ندارم از جا‌نکنی رهاییقفای زانوی نارسایی دماغ فرهاد می‌نگارم
۳
اگر به سرمشق تار مویی رسم به نقاش آن تبسمز پردهٔ دیده تا به مژگان چه حیرت‌آباد می‌نگارم
۴
ز سطر عنوان عجز نالی مباد مکتوب شوق خالیز آشیان شکسته بالی پری به صیاد می‌نگارم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فع مفاعلن فع مفاعلن فع مفاعلن فع
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth