شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۲۱۷۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مسلمان‌ گشتم و هیچ از میان نگسست زنارمبقدر سبحه گردیدن کمرها بست زنارم
۲
خرابات محبت از اسیران ظرف می‌خواهدخط پیمانه‌ای دارد قدح در دست زنارم
۳
به خود می‌لرزم از اندیشهٔ تعبیر همواریمباد از سبحه بردارد بلند و پست زنارم
۴
مسلمانی به‌این سامان دلکوبی نمی‌ارزدز چنگ اتفاق سبحه بیرون جست زنارم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth