شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۲۱۷۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شعورت خواه مستم وانماید خواه مخمورمچو ساغر می‌کشی دارد ازین اندیشه‌ها دورم
۲
نفس بی‌طاقتی را مفت ساز خویش می‌داندهمین پر می‌فشانم آشیانی نیست منظورم
۳
مهیای گدازم آنقدر از شوق دیدارشکه سوزدکرم شبتابی به برق شعلهٔ طورم
۴
چو توفان داشت یارب ناوک نیرنگ دیدارشکه جای خون مجمر شعله می‌جوشد ز ناسورم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth