شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۲۱۸۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نمی‌باشد تهی یک پرده از آهنگ تسخیرمزهستی تا عدم پیچیده است آواز زنجیرم
۲
چو خاکستر شوم‌، داغم به مرهم آشنا گرددگداز خویش دارد چون تب اخگر تباشیرم
۳
جبین از آستان سینه صافان برنمی‌دارمچو حیرت آب این آیینه‌ها کرده‌ست تسخیرم
۴
چرا صیاد چیند دامن ناز از غبار منکه چون آب‌گهر رنگی ندارد خون نخجیرم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth