خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۲۱۸۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز سودای چشم تو تا کام گیرمدو عالم فروشم دو بادام گیرم
۲
شهید وفایم ز راحت جدایمنه مردم به ذوقی که آرام گیرم
۳
سیه مست شهرت نیام ورنه من همچو نقش نگین صبح در شام گیرم
۴
ز بس همتم ننگ تزویر داردمحالست اگر دانه در دام گیرم
صفحهٔ ۱ از ۳