شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۲۱۸۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سراغ عیش ز عمر نمانده می‌گیرماثر ز آتش در آب رانده می‌گیرم
۲
رمید فرصت و من غرهٔ خیال‌ که منسوار توسن برق جهانده می‌گیرم
۳
سحر گذشت و شب آمد بیا که باز چو شمعرهی ز یاس به پایان رسانده می‌گیرم
۴
به وادیی که‌ کشد حرص تشنه‌کام زبانعرق ز جبههٔ خجلت دمانده می‌گیرم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth