شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۲۱۸۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
حیرت دمد از شوخی گل کردن رازمدر آینه جوهر شکند نغمهٔ سازم
۲
چون غنچه سر زانوی تسلیم‌که دارمصد جبهه به خون می‌تپد از وضع نیازم
۳
وسعتگر انداز تغافل چه فسون داشتبر روی دو عالم مژه ‌کردند فرازم
۴
زان پیش که آیینه شود طعمهٔ زنگاربگذار که چندی به خیال تو بنازم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth