خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۲۲۰۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا نفس آب زندگیست هیچ به بو نمیرسمبا تو چنانکه بیخودم بی تو به تو نمیرسم
۲
خجلت هستیام چو صبح در عدم آب میکندجیب چه رنگ بر درم من که به بو نمیرسم
۳
در سر کوی میکشان نشئهٔ خجلتم رساستدست شکسته دارم و تا به سبو نمیرسم
۴
گرنه فسونگرست چرخ خلق خراب ناز کیستهیچ به سا ز حسن این آبلهرو نمیرسم
صفحهٔ ۱ از ۳