خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۲۲۰۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا می ز جام همت بد مست میکشمجز دامن تو هر چه کشم دست میکشم
۲
عنقا شکار کس نشود گرچه همت استخجلت ز معنییکه توان بست میکشم
۳
قلاب امتحان نفس در کشاکش استزین بحر عمرهاست همین شست میکشم
۴
ممتاز نیست عجز و غرورم ز یکدگرچون آبله سری که کشم پست میکشم
صفحهٔ ۱ از ۳