خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۲۲۰۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چون شمع زحمتی که به شبگیر میکشماز داغ پنبه میکشم و دیر میکشم
۲
طفلی شد و شباب شد و شیب سرکشیدلیکن یقین نشد که چه تصویر میکشم
۳
فرصت امید و سعی هوسها همان بجاستسیماب رفت و زحمت اکسیر میکشم
۴
عجزم به زعم خویش رگ از سنگ میکشدهر چند موی از قدح شیر میکشم
صفحهٔ ۱ از ۴