شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۲۲۱۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ز بسکه شور جنون‌گشت برق‌کلبهٔ هوشمبه رنگ حلقهٔ زنجیر سوخت پردهٔ‌ گوشم
۲
چو طفل اشک مپرس از لباس خرمی منبه صدهزار تپش کرده‌اند آبله پوشم
۳
شکست ساز امید و نداد عرض صداییندانم این همه رنگ از چه سرمه‌ کرد خموشم
۴
میی نماند و ز خمیازه می‌کشم قدح امشبهنوز تازه دماغ خیال نشئهٔ دوشم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth