خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۲۲۱۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز فیض گریهٔ سرشار افسردن فراموشمبه رنگ چشمه آب دیده دارد آتش جوشم
۲
جنونی در گره دارم به ذوق سرمه گردیدنسپند بیقرارم ناله خواهدکرد خاموشم
۳
حضور بوریای فقر عرض راحتی داردسزد گر بستر مخمل شود خواب فراموشم
۴
نم اشک زمینگیرم، مپرس از سرگذشت منشکست دل ز مژگان تا چکیدن داشت بر دوشم
صفحهٔ ۱ از ۳