خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۲۲۱۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ندانم مژدهٔ وصل که شد برق افکن هوشمکه همچون موج از آغوشم برون میتازد آغوشم
۲
به صد خورشید نازد سایهٔ اقبال شام منکه عمری شد چو خط تسلیم آن صبح بناگوشم
۳
به حیرت بس که جوشیدم نگاه افسرده مژگان شدمن آن آیینهام کز شوخی جوهر نمد پوشم
۴
به هر افسردگی از تهمت بیدردی آزادمچو تار ساز در هر جا که باشم ناله بر دوشم
صفحهٔ ۱ از ۴