شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۱۸۰۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
پوشیده چون جان می‌روی، اندر میان جانِ منسروِ خرامان منی، ای رونق بُستان من
۲
چون می‌روی، بی‌من مرو، ای جانِ جان، بی‌تن مرووز چشم من بیرون مشو، ای مشعله‌یْ تابان من
۳
هفت آسمان را بردرم، وز هفت دریا بگذرمچون دلبرانه بنگری، در جان سرگردان من
۴
تا آمدی اندر برم، شد کفر و ایمان چاکرمای دیدنِ تو دین من، وی روی تو ایمان من
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth