خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۲۲۳۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به رنگگلشن ازفیض حضورت عشرت آهنگممشو غایب که چون آیینه از رخ میپرد رنگم
۲
حیا را کردهام قفل در دکان رسواییبه رنگ غنچه پنهانست جیب پاره در چنگم
۳
ز مردم بسکه چون آیینه دیدم سخت روییهانگه در دیده پیچیده است مانند رگ سنگم
۴
خوشا روزی که نقاش نگارستان استغناکشد تصویر من چندان که بیرون آرد از رنگم
صفحهٔ ۱ از ۴