خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۲۲۵۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چنین ز شرم که گردید سرنگون جاممکه از نگین چو نم از جبهه میچکد نامم
۲
سرشک پرده در حسرت تبسم کیستبرون چو پسته فتادهست مغز بادامم
۳
به خامشی چه ستم داشت لعل شیرینشکه تلخ کرد چو گوش انتظار دشنامم
۴
غبار گشتم و خجلت نفس شمار بقاستچهگل کنم که ز گردن ادا شود وامم
صفحهٔ ۱ از ۳