شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۲۲۵۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چندین مژه بنشست رگ خواب به چشمماز خون شهید که زند آب به چشمم
۲
کو آنقدر آبی‌که در بن دشت جگرتابچون اشک ‌کند یک مژه سیراب به چشمم
۳
جز حیرت از انبوهی مژگان چه خروشدیک تار نظر وین همه مضراب به چشمم
۴
دور نگهی تا سر مژگان برساندمگرداند حیا ساغرگرداب به چشمم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth