شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۲۲۵۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از عزت و خواری نه امید است نه بیمممن‌گوهر غلتان خودم اشک یتیمم
۲
دل نیست بساطی که فضولی رسد آنجاطور ادبم سرمهٔ آوازکلیمم
۳
هرچند سر و برک متاع دگرم نیستزین گرد نفس قافلهٔ ملک عظیمم
۴
از نعمت بی‌خواست به کفران نتوان زدمحتاج نی‌ام لیک‌کریم است‌کریمم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth