خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۲۲۵۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شکوه فقر ملک بینیازی کرد تسلیممبه اقبالی که دل برخاست از دنیا به تعظیمم
۲
بلندی سرکش است از طینتم چون آبله اماادب روزی دو زیر پا نشستن کرد تعلیمم
۳
اگر دامن نمیافشاندم از پس ماندهها بودمچو فرصت بینیازی بر دو عالم داد تقدیمم
۴
هوس تا رنگی از شوخی به عرض آرد فضولی کوفرو در کوه رفت از شرم استغنا زر و سیمم
صفحهٔ ۱ از ۳