شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۲۲۶۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هر چند درین مرحله بی تاب و توانمچون آبله سر در قدم راهروانم
۲
بر قمری و بلبل ز نشاطم مسراییدمن بوی‌ گلم نالهٔ رنگین فغانم
۳
دیدار طلب زهرهٔ گفتار ندارددر جوهر آیینه شکسته‌ست زبانم
۴
بار سر دوشم نه جوانیست نه پیریخم‌گشتهٔ فکر خودم از بس که گرانم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth