خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۲۲۷۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آمدم طرح بهار تازهای انشا کنمیک دوگلشن بشکفم چشمی به رویت واکنم
۲
از فسردن هر بن مویم مزار حیرتستزان تبسمها جهانی مرده را احیا کنم
۳
در خمارآباد امکان ساغر دیگر کجاستالتفاتی واکشم زان چشم و مستیها کنم
۴
غنچه خرمن میکند شوقم زمین تا آسمانبوسهواری گر به خاک آستانت جا کنم
صفحهٔ ۱ از ۳