شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۲۲۷۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بعد ازین از صحبت این دیو مردم رم کنمغول چندی در بیابان پرورم آدم‌کنم
۲
در مزاج بدرگان جز فحش کم دارد اثرزخم سگ را بی لعاب سگ چسان مرهم‌کنم
۳
عالمی رنج توقعهای بیجا می‌کشدکوس شهرت انتظاران بشکنم یا نم‌کنم
۴
چون خبیث افتاد طبع از طعن خبث‌اش ننگ نیستخوک را حلواکشم در پیش تا ملزم‌کنم
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth