شعر را زندگی کن
خلوتی با بیدل دهلوی

غزل شمارهٔ ۲۲۸۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گاهی به ناله‌ گه به تپش ‌گرد می‌کنمیعنی دل گداخته‌ام‌، درد می‌کنم
۲
عمری‌ست‌ گرمی قدحش باده پرور استشیری‌ که چون سحر به نفس سرد می‌کنم
۳
محراب تیغ یار و من از سجده بی نصیبگویا وضو به زهرهٔ نامرد می‌کنم
۴
یارب مباد زحمت محمل‌کشان نازاز پا فتاده نی که ره‌آورد می‌کنم
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth