خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۲۲۹۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کر شدم تا چند شور حق و باطل بشنومبشکنید این سازها تا چیزی از دل بشنوم
۲
غافل از معنی نیام لیک از عبارت چاره نیستهرچه لیلی گویدم باید ز محمل بشنوم
۳
تا به فهم آید معانی رنگ میبازد شعورگر همه حرف خود است آن به که غافل بشنوم
۴
چون غرور عافیت هیچ آفتی موجود نیستکاش شور این محیط ازگرد ساحل بشنوم
صفحهٔ ۱ از ۳