خلوتی با بیدل دهلوی
غزل شمارهٔ ۲۳۱۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نه تنها ناامید وصل یارم دورم از دل همزبس حرمان نصیبم پیش من لیلیست محمل هم
۲
حضور عافیت از فکر خویشم برنمیآرددرین بحر جنون آشوب گردابست ساحل هم
۳
بهار عشق گلگلشت به خون غلتیدنی داردشهادت گر نباشد میتوان گردید بسمل هم
۴
چه لازم تهمت آلود حنای بیغمی بودناگر مطلوب آرام است دارد پای درگل هم
صفحهٔ ۱ از ۳